خبرگزاری آناتولی ترکیه
تندرو ها و اسرائیل مانع از توافق ایران و آمریکا می شوند
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری خبرهای آینده،به نقل از تابناک، خبرگزاری آناتولی ترکیه در مقالهای به بررسی تفاهم نامه ایران و آمریکا پرداخته که در ادامه آمده است.
آناتولی در حالی مدعی است که در ایران گروهی مخالف توافق هستند که اشاره به نقض آتش بس از سوی آمریکا نمی کند و به گونه ای سرنوشت توافق را به جناحهای داخل ایران گره می زند.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
در ۱۵ ژوئن، نخستوزیر پاکستان، شهباز شریف، از طریق شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) اعلام کرد که پس از بیش از دو ماه میانجیگری کشورش، توافق صلحی بین آمریکا و ایران حاصل شده است.
شریف از قطر، عربستان سعودی و ترکیه به دلیل مشارکت قابل توجهشان قدردانی کرد و اعلام نمود که مراسم امضای رسمی در ۱۹ ژوئن در سوئیس برگزار خواهد شد.
متعاقب این اعلامیه، تفاهمنامهای به صورت الکترونیکی از سوی رئیسجمهور آمریکا دونالد ترامپ و معاون رئیسجمهور جیدی ونس در طرف آمریکایی، و از سوی رئیس مجلس ایران، محمدباقر قالیباف، در طرف ایرانی امضا شد.
توافق گزارششده، به عنوان یک توافق صلح چارچوبی با هدف پایان دادن به جنگ ۲۰۲۶ اسرائیل/آمریکا و ایران و تبدیل آتشبس فعلی به یک فرآیند دیپلماتیک گستردهتر توصیف میشود.
اگرچه متن توافق هنوز منتشر نشده است، عناصر کلیدی گزارششده عبارتند از: توقف فوری عملیات نظامی، بازگشایی تنگه هرمز به روی کشتیرانی بینالمللی، و یک دوره مذاکره ۶۰ روزه برای حل و فصل مسائل حلنشده، به ویژه برنامه هستهای ایران، در کنار بحثهایی درباره لغو تحریمها و دسترسی به داراییهای مسدودشده ایران در جریان مذاکرات بعدی.
این توافق به دنبال دو تحول مهم صورت میگیرد. اول، اسرائیل حدود یک هفته پیش حملات نظامیای را علیه اهداف ایرانی در غرب و مرکز ایران انجام داد که اولین اقدامات از این دست از آوریل محسوب میشود. در پاسخ به پرتاب موشکهای ایران، انفجارهایی در تهران، تبریز، اصفهان و سایر شهرها گزارش شد.
دوم، ترامپ هشدار داد که ایران بابت آنچه او پیشرفت کند در مذاکرات برای پایان دادن به مناقشه توصیف کرد، «بهای آن را خواهد پرداخت» و نشان داد که آمریکا میتواند حملات علیه زیرساختهای ایران را از سر بگیرد.
۵ نکته کلیدی درباره توافق
اگرچه توافق لزوماً به معنای ناپدید شدن کامل ریشههای بروز جنگ نیست، چند نکته قابل تأمل و تحلیل وجود دارد.
اول، در حال حاضر روایتپردازی زیادی در فضای عمومی رخ میدهد. در حالی که طرفهای اصلی سعی دارند توافق را به عنوان یک پیروزی معرفی کنند، جناحهایی در میان اردوگاههای منطقهای گستردهتر (مانند تندروها در ایران و اسرائیل) مخالف آن هستند.
منتقدان در ایران این توافق را تسلیم تحقیرآمیز خوانده و استدلال کردهاند که شامل امتیازات غیرموجهی است. مخالفان تندرو، تیم مذاکرهکننده را به طور عمومی مورد انتقاد قرار دادهاند و محمود نبویان، نماینده مجلس ایران، اعلام کرده که آخرین پیشنویس زیانبارتر از نسخههای قبلی است.
به طور مشابه، مقامات اسرائیلی تأکید کردهاند که اسرائیل به طور مستقیم در مذاکره درباره توافق آمریکا و ایران نقش نداشته و لزوماً خود را مقید به مفاد آن نمیداند. اسرائیل کاتس، وزیر جنگ اسرائیل، اعلام کرد که اسرائیل از اراضی تصرفشده در لبنان عقبنشینی نخواهد کرد و در صورت لزوم به اقدام علیه تهدیدات حزبالله و ایران ادامه خواهد داد.
دوم، زمانبندی توافق نشان میدهد که ایران گزینههای خود را رو به اتمام میدید. محاصره متقابل ترامپ در برابر محدودیت ایران در تنگه هرمز، هزینههای اقتصادی سنگینی بر ایران تحمیل کرد و به تصمیم برای امضای توافق انجامید.
تخمین زده میشود که محاصره میتوانست در عرض تنها دو ماه بیش از ۲۴ میلیارد دلار به ایران هزینه داشته باشد – تقریباً برابر با کل ذخایر گزارششده ارزی ایران.
سوم، با وجود واکنشهای منفی تندروها در ایران و اسرائیل، این توافق نشاندهنده علاقه واقعی ترامپ به دستیابی به راه حلی با ایران است، به ویژه پس از جنگ ۱۲ روزه سریع سال گذشته بین اسرائیل و ایران.
با این حال، به نظر میرسد عناصر رادیکال در ایران و اسرائیل قصد دارند از کارشکنی، تشدید تنش یا اقدامات نظامی برای تضعیف تلاشهای جدی برای دستیابی به صلح استفاده کنند. با توجه به اینکه ظاهراً یک دوره مذاکره ۶۰ روزه پس از امضای توافق در نظر گرفته شده است، احتمال دارد این جناحها به کارشکنی علیه یک راه حل جامع ادامه دهند.
چهارم، در حالی که پاکستان نقش مهمی در فرآیند میانجیگری ایفا کرد، مشارکت قطر نیز حیاتی بود، چنانکه مقامات آمریکایی، پاکستانی، سعودی و ترکی نیز اذعان داشتهاند. قابل ذکر است که نه سخنگوی وزارت خارجه قطر و نه خود این وزارتخانه، هیچ اقدام مستقلی از سوی قطر را به جز تأیید تلاشهای میانجیگری پاکستان گزارش نکردند.
در واقع، یک سخنگوی قطری هرگونه نقش مستقل در میانجیگری در این مرحله را رد کرد. به نظر میرسد مشارکت قطر به درخواست ایالات متحده انجام شده و ابعاد متعددی داشته است.
در درجه اول، قطر مسائل فنی بین آمریکا و ایران را تسهیل کرد، مانند امکانپذیر کردن انتقال وجوه ایران بدون دخالت مستقیم آمریکا، و در نتیجه از این تصور که این یک ابتکار آمریکایی یا تأمینشده با هزینه مالیاتدهندگان است، جلوگیری کرد.
علاوه بر این، قطر در ایجاد یک کانال ارتباطی بین امارات متحده عربی و ایران که بعداً در فرآیند میانجیگری پدیدار شد، نقش ایفا کرد. در نهایت، قطر خود را با موضع عربستان سعودی هماهنگ کرد و از ابتکار پاکستان حمایت نمود.
بازیگران در حال تغییر
پنجم، دو موضع ناخوشایند در مورد توافق قابل اشاره است. اولاً، اروپاییها تا حد زیادی در حل بحران غیرفعال بودهاند و با این حال به نحوی موفق شدند میزبان مراسم امضای رسمی بین آمریکاییها و ایرانیها شوند. سوئیس به جای قدردانی از پاکستان، پیشنهاد میزبانی مراسم را داد که میتوان آن را فرصتطلبی تلقی کرد.
ثانیاً، عمان که از نظر تاریخی یک میانجیگر مورد علاقه بین آمریکا و ایران بوده، به طرز محسوسی در این ترتیب جدید غایب است. موضع عمان در طول این جنگ در شورای همکاری خلیج فارس و فراتر از آن محبوب نبود.
به گفته یک مقام ارشد دولت آمریکا، عمان از نقش میانجیگری خود در مذاکرات با ایران کنار گذاشته شد، زیرا آمریکا به این نتیجه رسید که مسقط در طول مذاکرات بسیار دوگانه عمل کرده است.
در نهایت، باید با احتیاط به چشمانداز توافق بنگریم. تشخیص این نکته ضروری است که این یک توافق صلح جامع نیست، بلکه یک چارچوب انتقالی است. آینده توافق تا حد زیادی به نتایج مذاکرات در ۶۰ روز آینده بستگی دارد.
با توجه به اینکه چندین جناح در ایران و اسرائیل مخالف توافق هستند، نباید احتمال کارشکنی، به ویژه از سوی اسرائیل، را نادیده بگیریم.

برچسب ها :ایران و آمریکا ، ترکیه ، توافق ، مذاکره
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0