از رباتهای انساننما تا درآمد بالای همگانی
ایلان ماسک: در آِینده نزدیک پول بیاهمیت میشود، کار اختیاری و مرگ قابل برنامهریزی
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری خبرهای آینده، ایلان ماسک در نشست سرمایهگذاری آمریکا و عربستان سعودی در واشنگتن اظهار داشت در آیندهای نهچندان دور، انسانها احتمالاً دیگر برای گذران زندگی وادار به اشتغال نخواهند بود. او میگوید: پیشبینی من آن است که کار کردن کاملاً اختیاری خواهد گردید؛ درست مانند ورزش یا چیزی شبیه به آن.
به نقل از فورچون، ماسک در تشریح این چشمانداز افزود: اگر بخواهید کار کنید، مثل این میماند که میتوانید سبزیجات را از فروشگاه تهیه کنید یا خودتان در باغچه خانه بکارید. پرورش سبزی در باغچه بسیار پرزحمتتر است، اما برخی افراد کماکان دست به این کار میزنند، چون از کاشتن و برداشت لذت میبرند.
به باور ماسک، دلیل اختیاری شدن اشتغال، ورود میلیونها ربات به چرخه نیروی کار و جهش چشمگیر بهرهوری خواهد بود. او در سالهای اخیر کوشیده تسلا را از یک خودروساز صرف به بنگاهی بدل کند که بخش عمدهای از فعالیتش بر هوش مصنوعی و رباتیک متمرکز باشد. حتی هدفگذاری کرده که حدود ۸۰ درصد ارزش آتی تسلا از رباتهای انساننمای «اپتیموس» تأمین گردد؛ هرچند تولید این رباتها تاکنون با وقفههای پیاپی روبرو بوده است.
ماسک میگوید: هوش مصنوعی و رباتها شاید چنان حجمی از کالا و خدمات تولید کنند که نهایتاً کاری برای آدمیان باقی نماند. به گفته او، انسانها گنجایش محدودی برای مصرف و طلب کردن دارند. اگر اقتصاد جهانی چندصد یا حتی چند هزار برابر وضعیت کنونی فربه شود، تقاضای بشری به سقف خود خواهد رسید، حال آنکه ماشینها همچنان قادر به تولید در مقیاسهای کلان خواهند بود. در چنین شرایطی، از منظر ماسک، اقتصاد پا به دوران وفور نعمت میگذارد؛ دورانی که در آن کمیابی بسیاری از کالاها و خدمات رنگ میبازد.
ماسک در چنین فردایی، به جای مفهوم مرسوم «درآمد پایه همگانی»، از ایدهای سخن رانده که آن را «درآمد بالای همگانی» میخواند. او معتقد است دولتها میتوانند در اقتصادی که تولید به یمن هوش مصنوعی و رباتها سر به فلک کشیده، پول در اختیار شهروندان بگذارند. به گفته وی: «گمان میکنم درآمد بالای همگانی خواهیم داشت. اساساً فقط به مردم پول میدهیم.» استدلالش این است که چنانچه شتاب رشد تولید کالاها و خدمات بسیار فراتر از شتاب رشد حجم نقدینگی باشد، حاصل نه تورم، که کاهش قیمتها یا تورم منفی خواهد بود.
ماسک برای تبیین این آینده به مجموعه رمانهای علمی-تخیلی «Culture» نوشته آیِن ام. بنکس ارجاع داده است؛ جهانی که در آن هوشهای مصنوعی بینهایت قدرتمند حضور دارند و مشاغل سنتی دیگر جایگاه پیشین خود را از کف دادهاند. او میگوید: «در آن کتابها پول وجود ندارد. جالب است. حدس من این است که اگر به قدر کفایت پیش برویم، با فرض تداوم پیشرفت هوش مصنوعی و رباتیک که محتمل به نظر میرسد، پول دیگر اهمیتش را از دست خواهد داد.»
پیشبینیهای ماسک اما فقط به اشتغال ختم نمیشوند. او آیندهای را متصور است که در آن هوش مصنوعی و رباتیک نه فقط بازار کار، که حتی قیود زیستی بشر را نیز به چالش میکشند. او در گفتوگویی با پیتر دیاماندیس درباره افزایش طول عمر انسان اظهار داشت مرگ را میتوان به مثابه نوعی مسئله برنامهنویسی در نظر گرفت و گفت: «شما از پیش برای مردن برنامهریزی شدهاید. بنابراین اگر برنامه را دستکاری کنید، عمر طولانیتری خواهید داشت.»
اقتصاددانان اما درباره تحققپذیری چنین آیندهای تردید دارند. نخستین پرسش این است که آیا فناوری لازم برای خودکارسازی مشاغل ظرف یکی دو دهه آتی به قدر کفایت پیشرفته، دردسترس و مقرونبهصرفه خواهد بود یا خیر. بشر از زمان انقلاب صنعتی در تکاپوی ساخت ماشینها بوده، اما در فناوریهایی که سدهها روی آنها کار شده، پیشرفت ممکن است با بازده کاهنده روبرو گردد؛ بدین معنا که هر گام تازه، دشوارتر از گام پیشین باشد.
خودکارسازی فراگیر شاید سرنوشت بازار کار در آینده باشد، اما درباره زمانبندی ماسک جای تردید است. مدلهای زبانی عظیم اکنون قادرند در گستره وسیعی از مشاغل دفتری و تخصصی به کار آیند، لیکن ماشینهای فیزیکی که برای خودکارسازی بسیاری از امور ضروریاند، هم پرهزینهترند و هم به شدت تخصصی. افزون بر این، پذیرش هوش مصنوعی در محیطهای کاری نیز هنوز با آن شتابی که برخی پیشبینیها انتظار داشتند پیش نرفته است. گزارش آزمایشگاه بودجه دانشگاه ییل در اکتبر ۲۰۲۵ نشان داد از هنگام عرضه عمومی ChatGPT در نوامبر ۲۰۲۲، بازار کار گستردهتر هنوز «اختلال قابل تشخیصی» برآمده از خودکارسازی هوش مصنوعی را تجربه نکرده است.
حتی اگر فناوری به نقطهای برسد که شمار زیادی از مشاغل رنگ ببازند، پرسش دیگری سر برمیآورد: درآمد میلیاردها انسان بیکار چگونه باید تأمین گردد؟ چنانچه نیاز به درآمد پایه همگانی پدیدار شود، ایجاد اراده سیاسی برای پیادهسازی آن مسئلهای کاملاً متفاوت خواهد بود. ساختار سیاسی پشتیبان نیروی کار نوین، دستکم به اندازه ساختار فناورانه اهمیت خواهد یافت.
هوش مصنوعی تاکنون ثروت کلانی آفریده و همچنان خواهد آفرید، اما یک پرسش کانونی این است که آیا این جریان فراگیر میشود؟ آیا رفاه همگانی خلق میکند؟ آیا رشد اقتصادی به سود همگان خواهد بود؟ این نگرانی اکنون نیز مطرح است، چرا که به زعم منتقدان، انقلاب هوش مصنوعی میتواند شکاف میان توانگران و فقرا را ژرفتر سازد. جهش ارزش شرکتهای بزرگ فناوری و فزونی ثروت صاحبان سرمایه، در کنار بیم کاهش درآمد یا فرصتهای شغلی برای عموم، نمونهای از همین نگرانیهاست.
حتی چنانچه مشکلات اقتصادی و سیاسی یک جامعه بیکار مرتفع گردد، پرسش ژرفتری بر جای میماند: انسانها وقتی دیگر ناگزیر به کار نباشند، برای چه زندگی خواهند کرد؟ اگر ارزش اقتصادی نیروی کار فروکاهد و اشتغال چندان مفید ننماید، جامعه وادار خواهد شد ساختار خود را از پایه بازنگری کند. پژوهشها نشان میدهند بخش بزرگی از روابط اجتماعی آدمیان امروزه از مجرای محیط کار شکل میگیرد. بنابراین در فردای موصوف ماسک، نسلهای بعدی ناگزیرند راههای بدیعی برای برقراری ارتباط و حس معنا بیابند.
در نهایت، تصویری که ماسک ترسیم میکند جهانی است که در آن هوش مصنوعی و رباتها بار عمده تولید را بر دوش دارند، اشتغال برای بشر گزینهای اختیاری میشود، کالاها و خدمات به حد اشباع میرسند و پول ارج کنونی خود را از کف میدهد. اما اینکه چنین آیندهای بهراستی در افق ۱۰ تا ۲۰ سال آینده جامه واقعیت بپوشد و مهمتر از آن، آیا این وفور نعمت به شیوهای عادلانه میان ابنای بشر تقسیم خواهد گردید یا نه، کماکان پرسشی بیپاسخ باقی میماند.

برچسب ها :آینده مشاغل ، ایلان ماسک ، تسلا ، درآمد پایه همگانی ، رباتیک ، هوش مصنوعی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0