تاریخ انتشار : دوشنبه 15 ژوئن 2026 - 21:30
کد خبر : 4164

همدلی‌های دوران جنگ نشان داد خشونت کلامی با فرهنگ ایرانی سازگار نیست

همدلی‌های دوران جنگ نشان داد خشونت کلامی با فرهنگ ایرانی سازگار نیست
همدلی‌های دوران جنگ نشان داد خشونت کلامی با فرهنگ ایرانی سازگار نیست

ابه گزارش خبرنگار پایگاه خبری خبرهای آینده،ستادیار علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی گفت: در سال‌های اخیر مشاهده برخی صحنه‌ها و ادبیات تند و خشونت‌آمیز در فضای اجتماعی برای بسیاری از ما دردناک بود؛ حتی گاهی این وضعیت از خود حوادث تلخ نیز رنج‌آورتر به نظر می‌رسید؛ اما رخدادهای بعدی و به‌ویژه تجربه جنگ نشان داد که این وضعیت، پدیده‌ای عارضی بوده و ریشه‌ای در فرهنگ و سنت ایرانی ندارد.

 نجمه کیخا امروز در دومین دورهٔ همایش «امر ملی و پساجنگ» که در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد، با طرح این پرسش که جنگ اخیر چه فهم تازه‌ای از «امر ملی» در ایران به ما ارائه کرده و مسئولیت دانشگاهیان در قبال این موضوع چیست، اظهار کرد: به نظر من هر بحران، چهره‌ای جدید از امر ملی را آشکار می‌کند. ما ایرانیان امروز در حال تجربه و درک تازه‌ای از این مفهوم هستیم؛ دریافتی که شاید در سال‌ها و دهه‌های گذشته به این شکل وجود نداشت. هر رخداد مهمی که در کشور اتفاق افتاده، فهم ما را از امر ملی دستخوش تغییر کرده است.

جنگ؛ فرصتی برای بازاندیشی در پیوندهای مشترک

وی ادامه داد: همان‌گونه که جنگ چهره‌ای ویرانگر و مخرب دارد، می‌تواند دستاوردهایی نیز برای جامعه به همراه داشته باشد. بارها شنیده‌ایم که جنگ موجب افزایش انسجام و همبستگی ملی می‌شود. در کنار تمام نگرانی‌هایی که درباره ملیت، موجودیت و بقای کشور داریم، چنین بحران‌هایی می‌توانند فرصت‌هایی نیز در اختیار جامعه قرار دهند. همان‌طور که درباره زندگی فردی می‌گوییم سختی‌ها و آزمون‌ها درس‌هایی برای انسان به همراه دارند، درباره جوامع نیز این مسئله صادق است.

کیخا افزود: امیدوارم پس از عبور از این جنگ نیز بتوانیم بگوییم که با وجود همه دشواری‌ها، درس‌های ارزشمندی آموختیم. این روزها بارها از افراد مختلف می‌شنوم که می‌گویند دیگر جامعه پیش از جنگ نیستیم و قرار است تغییرات مهمی را تجربه کنیم. اگر امر ملی را نقطه اتصال جامعه بدانیم، بسیاری از شکاف‌ها و اختلافات می‌توانند حول این مفهوم کاهش یابند و زمینه برای پیشرفت جامعه و تقویت وحدت ملی فراهم شود.

وی خاطرنشان کرد: بحران‌ها فرصتی برای بازاندیشی در پیوندهای مشترک و تقویت همبستگی اجتماعی هستند. از این منظر، شاید ما در آینده جامعه‌ای متفاوت از گذشته باشیم.

عمق اندوه جنگ، زمینه‌ساز فهمی عمیق‌تر از همبستگی ملی

این استادیار علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به ابعاد انسانی جنگ اخیر گفت: گستردگی، عمق و حجم اندوه ناشی از این جنگ، به‌مراتب بیش از بسیاری از تجربه‌های پیشین بود. ما هیچ‌گاه جنگی را که با کشته شدن دختران دبستانی آغاز شد و صحنه‌های دردناک فراوانی را رقم زد، فراموش نخواهیم کرد.

وی ادامه داد: هرچه حجم این اندوه بیشتر باشد، امکان دستیابی به لایه‌های عمیق‌تری از اندیشه و تأمل درباره رفع شکاف‌های اجتماعی نیز فراهم‌تر می‌شود. به نظر می‌رسد امروز بسیاری از اختلافاتی که پیش‌تر برای ما مهم تلقی می‌شد، در مقایسه با مسائل بنیادین جامعه کم‌اهمیت‌تر به نظر می‌رسند و همین مسئله ما را به سمت اندیشیدن درباره موضوعات اساسی‌تر سوق داده است.

حافظه اخلاقی و فرهنگی مشترک؛ ریشه همدلی ایرانیان

کیخا با اشاره به واکنش‌های اجتماعی مردم در دوران جنگ اظهار کرد: رفتارهای اجتماعی مردم نشان داد که همچنان لایه‌های فعالی از همدلی و همبستگی در جامعه ما وجود دارد؛ لایه‌هایی که گاه تصور می‌کردیم دیگر امکان بازگشت آن‌ها وجود ندارد. این مسئله امید را در جامعه زنده کرد.

وی افزود: این همدلی و روحیه مثبتی که در میان مردم مشاهده کردیم، ریشه در حافظه اخلاقی و فرهنگی مشترکی دارد که در سنت ایرانی ـ اسلامی ما شکل گرفته است. اخلاق ایرانی در طول تاریخ چنین ویژگی‌هایی را پرورش داده و در حافظه جمعی ما، میراثی از تجربه‌های عرفانی، فلسفی، ادبی، تاریخی، حماسی، اسطوره‌ای و علمی به جا گذاشته است.

این پژوهشگر علوم سیاسی تصریح کرد: همه این عناصر در شکل‌دهی به فکر و عمل ایرانیان نقش دارند. ممکن است هر فرد به‌طور مستقیم از منشأ این تأثیرات آگاه نباشد، اما مجموعه این میراث فرهنگی، ذهن و رفتار او را جهت می‌دهد.

فتوت، احسان و خیر مشترک؛ عناصر سازنده امر ملی

وی با اشاره به برخی مفاهیم بنیادین فرهنگ ایرانی گفت: واژه‌هایی مانند فتوت، جوانمردی، برادری، مواسات، احسان، خدمت، توجه به خیر مشترک، مبارزه با خشونت، پرهیز از بددلی و بدگمانی، همگی در اندیشه متفکران بزرگ ایرانی ریشه دارند.

کیخا ادامه داد: در آثار اندیشمندان ایرانی نمونه‌های فراوانی از این مفاهیم دیده می‌شود؛ از بحث دوستی مدنی در اخلاق ناصری و آثار رازی گرفته تا تأکید فارابی بر تعاون و همکاری در مسیر خیر عمومی در مدینه فاضله. همچنین مبارزه با جهل و ستم در آثار ملاصدرا و آموزه‌های مدارا، احسان و همدلی در گلستان و بوستان سعدی، همگی بخشی از این میراث فکری و فرهنگی هستند.

وی افزود: تجربه‌هایی مانند مواسات در دوران کرونا نیز نشان داد که این مفاهیم همچنان در حافظه تاریخی جامعه حضور دارند و مردم در شرایط دشوار برای حل مشکلات یکدیگر وارد میدان می‌شوند.

امر ملی باید بر سرمایه فرهنگی ایرانیان استوار شود

این استادیار دانشگاه شهید بهشتی تأکید کرد: اگر قرار است امر ملی نقطه اتصال ایرانیان باشد، باید با این سرمایه فرهنگی و تاریخی پیوند بخورد. امر ملی زمانی می‌تواند نقش‌آفرین باشد که بر پایه همین عناصر اخلاقی و فرهنگی شکل گیرد و از آن‌ها جهت بگیرد.

وی اظهار کرد: جنگ اخیر ابعاد تازه‌ای از این سنت را برای ما آشکار کرد و لایه‌های عمیق‌تری از ظرفیت‌های جامعه را به نمایش گذاشت؛ ظرفیت‌هایی که گمان می‌شد در پی دلخوری‌ها و تنش‌های سال‌های گذشته تضعیف شده‌اند.

کیخا گفت: ادبیات فاخر ایرانی، فرهنگ مهرورزی و سرمایه‌های اخلاقی جامعه ما همچنان زنده‌اند. هرچند در دوره‌هایی شاهد گسترش خشونت کلامی، بدبینی و استفاده از ادبیات تند در فضای اجتماعی بوده‌ایم، اما تجربه جنگ نشان داد که این سرمایه‌های عمیق فرهنگی همچنان توانایی بازسازی همبستگی اجتماعی و تقویت وحدت ملی را دارند.

همدلی‌های دوران جنگ نشان داد خشونت کلامی با فرهنگ ایرانی سازگار نیست

کیخا اظهار کرد: در سال‌های اخیر مشاهده برخی صحنه‌ها و ادبیات تند و خشونت‌آمیز در فضای اجتماعی برای بسیاری از ما دردناک بود؛ حتی گاهی این وضعیت از خود حوادث تلخ نیز رنج‌آورتر به نظر می‌رسید. این پرسش مطرح می‌شد که چگونه جامعه‌ای با چنین پیشینه فرهنگی و اخلاقی، می‌تواند به نقطه‌ای برسد که این نوع ادبیات و رفتارها در آن رواج پیدا کند.

وی ادامه داد: اما رخدادهای بعدی و به‌ویژه تجربه جنگ نشان داد که این وضعیت، پدیده‌ای عارضی بوده و ریشه‌ای در فرهنگ و سنت ایرانی ندارد. با وقوع بحران، بار دیگر صحنه‌های همراهی، همدلی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی آشکار شد و مشخص شد که در زیر لایه‌های اختلافات سیاسی و اجتماعی، همچنان یک فضای اخلاقی و هویتی مشترک وجود دارد.

مهم‌ترین وظیفه پساجنگ، تقویت سرمایه اخلاقی مشترک است

این استادیار علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی تأکید کرد: مهم‌ترین وظیفه ما در دوران پساجنگ، کشف، تقویت و نهادینه‌سازی همین سرمایه اخلاقی به‌مثابه امر ملی است. اگر قرار است امر ملی به نقطه اتصال جامعه تبدیل شود، باید بر همین بنیان‌های اخلاقی و فرهنگی استوار باشد.

وی درباره نقش دانشگاه در این زمینه گفت: دانشگاه پیش از هر چیز وظیفه دارد این سرمایه اخلاقی را به‌صورت نقادانه بازاندیشی کند و برای جامعه توضیح دهد که همبستگی اجتماعی دقیقاً به چه معناست. یکی از مسائل مهم این است که مفهوم وحدت با یکدستی اشتباه گرفته نشود. وحدت لزوماً به معنای مشابه شدن افراد نیست؛ بلکه جامعه می‌تواند در عین تکثر، منسجم و همبسته باقی بماند.

بازخوانی سنت برای پاسخ به مسائل امروز

کیخا افزود: بازخوانی سنت به معنای تکرار گذشته نیست، بلکه باید ظرفیت‌هایی را که می‌توانند در حل مسائل امروز و تقویت امر ملی مؤثر باشند، استخراج و بازتعریف کنیم. مفاهیمی همچون تعاون، احسان، خیر عمومی و دوستی مدنی که در آثار فارابی، خواجه نصیرالدین طوسی و دیگر اندیشمندان برجسته شده‌اند، باید متناسب با شرایط امروز ترجمه و بازتولید شوند.

وی تصریح کرد: نباید این مفاهیم را به شکل خام و صرفاً در قالب تکرار تاریخی مطرح کنیم، بلکه باید آن‌ها را در چارچوب مسائل و نهادهای امروزین جامعه بازتعریف کنیم تا بتوان از ظرفیتشان برای کاهش شکاف‌های اجتماعی و رفع دوگانگی‌ها بهره برد.

پیوند مفاهیم اخلاقی با توسعه و حکمرانی ضروری است

این پژوهشگر علوم سیاسی ادامه داد: یکی از وظایف مهم دانشگاه، ایجاد پیوند میان این مفاهیم اخلاقی و مسائل واقعی جامعه همچون توسعه، پیشرفت و حکمرانی است. اگر چنین ارتباطی شکل بگیرد، می‌توان از بسیاری از آسیب‌ها و چالش‌های اجتماعی جلوگیری کرد.

وی خاطرنشان کرد: دانشگاه همچنین مهم‌ترین عرصه گفت‌وگو میان دیدگاه‌ها و گروه‌های مختلف اجتماعی است. گفت‌وگو درباره مسائل بنیادین جامعه، بیش از هر نهاد دیگری، در دانشگاه امکان تحقق دارد و برای انجام وظایفی که به آن اشاره شد، نیازمند شکل‌گیری همین فضای گفت‌وگو هستیم.

دانشگاه باید نقش فعال‌تری در بازسازی اعتماد اجتماعی ایفا کند

کیخا با اشاره به ضرورت بازسازی سرمایه اجتماعی در دوران پساجنگ گفت: در شرایط بحران، جامعه نیازمند بازسازی اعتماد و دستیابی به فهم متقابل است. در چنین موقعیتی دانشگاه باید وارد عمل شود و زمینه گفت‌وگو و تفاهم را فراهم کند.

وی افزود: پیش از آنکه اختلافات و سوءتفاهم‌ها به گسست‌های اجتماعی منجر شوند، دانشگاه باید افق مشترکی را پیش روی جامعه بگشاید. جامعه نباید بدون راهبری فکری و فرهنگی رها شود و دانشگاه می‌تواند در این زمینه نقشی مؤثر و تعیین‌کننده ایفا کند.

همبستگی اضطراری باید به همبستگی پایدار تبدیل شود

این استادیار دانشگاه شهید بهشتی اظهار کرد: ما به یک زبان مشترک برای فهم تفاوت‌ها نیاز داریم؛ زبانی که در آن رقابت سیاسی، تنوع فرهنگی و اختلاف دیدگاه‌ها به جای ایجاد گسست، در چارچوبی مشترک برای تعریف سرنوشت ملی قرار گیرند. این همان روایتی است که جامعه امروز به آن نیاز دارد.

وی ادامه داد: همواره پس از وقوع بحران‌ها و شکل‌گیری همبستگی‌های موقت، این نگرانی وجود دارد که این انسجام صرفاً واکنشی و مقطعی باشد. در حالی که باید این همبستگی به سرمایه‌ای پایدار برای سازندگی کشور تبدیل شود و دانشگاه دقیقاً در همین نقطه باید نقش‌آفرینی کند.

کیخا در پایان گفت: جنگ نشان داد که جامعه ایران از ظرفیت بالایی برای همبستگی برخوردار است، اما این ظرفیت نباید فقط در شرایط تهدید و بحران فعال شود. وظیفه ما در دوران پساجنگ آن است که این همبستگی اضطراری را به همبستگی پایدار تبدیل کنیم؛ امری که از طریق تقویت فضای اخلاقی مشترک و بهره‌گیری از سرمایه‌های فرهنگی و تاریخی جامعه امکان‌پذیر خواهد بود./ایسنا

همدلی‌های دوران جنگ نشان داد خشونت کلامی با فرهنگ ایرانی سازگار نیست

برچسب ها :

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.